تبلیغات
عمومی - داستان جالب پیشگو
 
عمومی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حمیدرضا
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پیرمرد رو به ” مایکل ” کرد و گفت :

” من به تو این قدرت رو منتقل می کنم که با انرژی خودت بیماری آدمها رو درمان کنی … ایرادی هم نداره که به خاطر این کار ازشون پول بگیری … اما مراقب باش که از انرژی ات استفاده نابجا نکنی ! “

” مایکل ” قول داد و پیرمرد هم نیرویش را منتقل کرد .

” مایکل ” خیلی زود به عنوان دکتر انرژی درمانی برای خودش اعتبار دست و پا کرد و صاحب پول و ثروت و شهرت و … شد اما …

اما از آن روز که به عنوان مشاور و مباشر در خدمت یک قمارباز حرفه ای استخدام شد تا با نیرویش دست حریفان را بخواند و به قمارباز بگوید که چگونه بازی کند ، حرفهای پیرمرد را فراموش کرد و …

آخر این طمع ” مایکل ” باعث شد که هنگام تمرکز یک اشتاه کوچک بکند و دست حریف را اشتباه بگوید و مرد قمار باز دار و ندارش را ببازد و …

و در عوض یک گلوله توی مرکز انرژی ” مایکل “ خالی کند !!!





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
جمعه 2 اردیبهشت 1390
حمیدرضا